اقتصاددان ها با مقایسه سطح رفاه جوامع در زمان فعلی با قرون گذشته سعی می کنند تا نشان دهند که گسترش اقتصاد آزاد نهایتا منجر به ارتقاء سطح رفاه شده است. ممکن است کسی این نقد را وارد کند که ارتقاء رفاه ربطی به اقتصاد آزاد ندارد و در سایه پیشرفت علم و فن آوری در سیصد سال گذشته رخ داده است.
هر چند این نکته درست است که رشد فن آوری عاملی "لازم" برای معرفی محصولات جدید (مثلا انواع لوازم خانگی) و کاهش چشمگیر قیمت این محصولات در طول زمان و نهایتا ارتقاء سطح رفاه بوده است ولی معمولا گویندگان آن از این نکته غفلت می کنند که همین رشد فن آوری و تجاری شدن آن خودش نیازمند پیشرانه هایی بوده است که اقتصاد آزاد آن را فراهم کرده است.
دانشمند یا مهندسی را فرض کنید که در آزمایشگاه خود فن آوری جدیدی (مثلا لامپ الکتریکی) را توسعه می دهد. تا این جا ممکن است بگوییم که اقتصاد آزاد نقشی در خلق فن آوری نداشته است ولی برای این که اختراع این دانشمند تبدیل به محصولی شود که با قیمت و کیفیت مناسب در اختیار مصرف کننده قرار گیرد مجموعه ای از فرآیندهای اقتصادی باید فعال شود که به شدت به اقتصاد آزاد وابسته است.
اولا محصول جدید باید دارای بازار مصرف کافی باشد تا توجیه گر اصلاح و تولید آن در مقیاس های بالا و لذا قیمت پایین باشد. تجارت آزاد و تقسیم کار تولید بین کشورها و دسترسی به بازار جهانی (به جای بازار کوچک محلی) به فراهم شدن چنین شرایطی کمک می کند. ثانیا مهندس داستان ما نیازمند منابع مالی گسترده ای برای این سرمایه گذاری های تولیدی است که آن را از طریق بازارهای مالی فراهم می کند. بدون دسترسی به بازار مالی ایده او در سطح آزمایشگاهش متوقف می ماند. بازارهای مالی فقط به تامین مالی او کمک نمی کند بلکه وقتی شرکت او بزرگ شد نقش نظارتی برای اطمینان از کارکرد درست شرکت را فراهم می کند که از جمله الزامات آن بهبود مداوم فن آوری برای ماندن در بازار است. اقتصاد آزاد مسابقه ای را استارت می زند که رشد فن آوری جزو الزامات برنده شدن در آن است.
در واقع رشد فن آوری محصولی است که "مشوق" و "بستر" رویش آن از طریق اقتصاد آزاد فراهم شده است.