اغلب کسانی که سر سوزنی دانش اقتصادی دارند به خوبی نسبت به اهمیت انگیزه های عوامل اقتصادی آگاه هستند. "به منظور اینکه افراد در جهت خواسته های ما حرکت کنند باید به کارها و رفتارهای خوب پاداش دهیم و کارها و رفتارهای بد را مجازات کنیم". جهان خیلی ساده نیست و افراد همیشه آنطور که ما فکر و پیش بینی می کنیم نسبت به تصمیمات اقتصادی واکنش نشان نمی دهند. "آنچه تفکر اقتصادی خوب را از بد جدا می کند شناخت روشهای نامحسوس، خلاق و اغلب پیش بینی نشده ای است که افراد نسبت به انگیزه ها عکس العمل نشان می دهند. چشم پوشی و غفلت از نحوه عملکرد انگیزه ها فضایی برای ایجاد نتایج قصد نشده است.
شناخت پیچیدگی زندگی اقتصادی بسیار مهم است و عدم شناخت این پیچیدگی می تواند یکی از عوامل بروز نتایج ناخواسته باشد. فرض کنید دولت تصمیم می گیرد قیمت بنزین را کنترل نماید. اولین و محتمل ترین نتیجه این تصمیم گیری و سیاستگذاری این است که تقاضا برای بنزین افزایش می یابد. (البته اگر هم بنزین به صورت خصوصی عرضه می شد عرضه کنندگان نیز مقدار بنزینی را که تمایل به فروش آن داشتند کاهش می دادند و احتمالا ساعات کار آنها کاهش می یافت). به عبارت دیگر در نتیجه این تصمیم کیری با کمبود بنزین مواجه خواهیم شد ( همان وضعیتی که در جامعه خودمان مشاهده می کنیم). این امر نتیجه مستقیم این تصمیم گیری است. اما زمانیکه قیمت بنزین در این جامعه کاهش می یابد احتمالا تقاضا برای وسایل نقلیه خصوصی نیز افزایش خواهد یافت و در جامعه ای که توزیع درآمد در آن تا حدی نامتقارن باشد تنها به نفع کسانی تمام می شود که می توانند چندین وسیله نقلیه داشته باشند. ترافیک هم یکی دیگر از نتایج تصمیم گیری سیاستگذاران است در صورتیکه آنها هرگز قصد انجام چنین کاری را نداشته اند. البته مردم هم قصد ایجاد ترافیک ندارند اما این قیمت بنزین است که همگی آنها را برای حضور در خیابان ترغیب می کند.
از سوی دیگر با کاهش قیمت بنزین از یک سو و افزایش تقاضا برای اتومبیل، کیفیت (مصرف سوخت زیاد) اتومبیل ها کاهش خواهد یافت و در نتیجه این صنعت توانایی رقابت خود در بازارهای جهانی را از دست می دهد.
در بازار مسکن هم قضیه به همین ترتیب است. کنترل قیمت مسکن یا اجاره خانه بدون شک باعث می شود تا صاحبخانه ها از کیفیت ساخت منازل خود بکاهند. سیاتگذارن باید همواره نسبت به این مساله آگاه باشند که فرار از نیروهای بازار اگر چه غیر ممکن نیست اما بسیار دشوار است. اهمیت این موضوع برای سیاستگذاران این است که مقررات همواره نتایج قصد نشده ای را با خود به همراه دارند و عوامل خلاق اقتصادی همواره می کوشند تا انتخابهایی را انجام دهند که توسط سیاستمدارن بررسی نشده اند.
سیاستمدارن باید بدانند که انسان اقتصادی همانند یک ربات نیست که دقیقا بر طبق برنامه ریزی سیاستی از خود واکنش نشان دهد. اقتصاددان مردم را به عنوان انسانهایی پیچیده می بینند که در نتیجه تغییر در سیاستگذاری آنها نیز رفتار خود را تغییر می دهند. یک اقتصاددان خوب می داند که انسان اقتصادی با هوش و زرنگ است و رفتار خود را به صورت های پیش بینی شده و پیش بینی نشده تغییر می دهد و هموراه به دنبال این است تا شرایط جدید زندگی خود را بهتر نماید. شکست در شناخت جوانب مختلف طبیعت انسان ما را در همه زمینه ها و به خصوص سیاستگذاری های دولتی، زندگی های شخصی و تلاشهای خیرخواهانه خودمان شکست بخوریم. بنابراین باید در سیاستگذاری در خصوص قیمت بنزین بسیار دقیق بود.