از آنجا که این روزها بشدت درگیر پایان نامه ام هستم برخی نکات جالب توجه در مورد اقتصاد ایران برایم جذابیت پیدا کرده اند. این مسائل البته موضوعات هستند که به زبانهای مختلف و به شکلهای مختلف توسط صاحبنظران به اطلاع عموم رسیده است، اما با این حال بنظر من تأکید بر روی آنها و حتی دوباره گویی آنها به بیانی دیگر نه تنها تکراری نیست بلکه باعث توجه بیشتر همگان خواهد شد...
ادامه مطلب
+ نوشته شده در پنجشنبه بیست و چهارم خرداد 1386ساعت 15:47  توسط مریم سامی
|
در هراقتصادی پنج متغیر تعیین کننده تولید، سطح اشتغال ، نرخ ارز ، سطح عمومی قیمتها و نرخ بهره نشاندهنده وضعیت کلان سیستم اقتصادی در هر نقطه از زمان می باشند.این متغیرها نشاندهنده وضعیت بازارهای چهارگانه کار، ارز ،کالا و پول هستند.ارتباط تنگاتنگ این بازارها با یکدیگر به گونه ایست که هر تغییر کوچک و جزیی در یکی بقیه را بطور اجتناب ناپذیری متأثر می کند.
در یک اقتصاد آزاد که قیمتها از طریق عرضه و تقاضای بازار تعیین شده و دولت دخالت مستقیمی در تعیین سطح قیمتها ندارد ، نرخ بهره ابزار مهم دولت و بطور واضحتر مقامات بانک مرکزی در جهت کنترل و اثر گذاری بر تورم و تولید می باشد. به نظر من اگر بازار سهام را بعنوان دماسنج وضعیت اقتصادی یک کشور در نظر بگیریم نرخ بهره را می توان به ضربان قلب تپنده یک اقتصاد تشبیه کرد. درست همانطور که ضربان قلب در شرایط مختلف و با توجه به وضعیت فیزیکی و محیطی فرد بالا یا پایین می رود تا فشار خون را در رگها و نقاط مختلف بدن تنظیم کند، نرخ بهره هم با توجه به شرایط هر مقطع زمانی (یعنی سطح قیمتها، تولید، مخارج دولتی ، نرخ ارز ، اشتغال و ...) نیازمند تغییر در سطحی است که تقاضای پول و در حقیقت بازار پول را در تعادل نگاه داشته و متعاقبا بازارهای دیگر را نیز به تعادل برساند. حال کوهنوردی را تصور کنید که درحال بالا رفتن از صخره ای صعب العبور است . اگر در این حالت ناگهان ضربان قلب او کاهش یابد مسلما هوشیاری خود را از دست داده و در نتیجه از حرکت باز می ماند اگر این وضع وخیم تر شود هیچ بعید نیست که بیهوش شده و از ارتفاع سقوط کند.
با نگاهی به وضعیت فعلی کشور چه از بعد سیاسی و چه از بعد اقتصادی کاملا روشن است که اقتصاد ایران با توجه به دورنمای سند چشم انداز ، ابلاغ سیاستهای اصل 44 قانون اساسی و از همه ضروری تر برنامه چهارم توسعه اقتصادی، در حال بالا رفتن از یک صخره با شیب بسیار تند است. با این وصف جای پرسش بسیاراست که چگونه دولت با اطلاع از این اثرات یکی از اصلی ترین ابزارهای در دست خود برای افزایش تولید و ایجاد رونق اقتصادی را با تعیین دستوری نرخ بهره بی اثر کرده و از آن مهمتر در یک اقتصاد با نرخ تورم و بیکاری بالا که نیازمند جذب سرمایه است نرخ بهره موجود را با کاهشی معادل 5 درصد روبرو میسازد.
در هر حال امیدوارم مقامات پولی کشور که مسلما به ادبیات این مسائل اشنایی کامل دارند اثرات این تصمیم رئیس جمهور را بشکلی روشن به او یاداوری کنند تا کشور از سقوط در دره های عمیق تورم و بیکاری بالا نجات یابد.
باز هم در این باره خواهم نوشت.
+ نوشته شده در سه شنبه هشتم خرداد 1386ساعت 1:41  توسط مریم سامی
|