عبارتهايي از اين نوع كه «اقتصاد يك ابزار فني براي افزايش رشد اقتصادي است و بس» را احتمالا همه ما به قدر كافي شنيدهايم به ويژه از جامعهشناسان، فيلسوفان، سياستمداران و عالمان ساير حوزههاي علوم اجتماعي. اينان ادعا ميكنند كه اقتصاد در اين مسير نه كاري به كار عدالت دارد و نه ارزشهاي اخلاقي چون كرامت انساني.
نتيجه عملي اين ادعاها براي حرفهايهاي عرصه سياست بسيار پربار است. چرا كه دستكاري در راهكارهاي كارشناسي اقتصاددانان براي حل معضلات اقتصادي را فقط با چنين ادعاهايي ميتوان توجيه كرد كه ميخواهيم خلا عدالت و يا كمبود كرامت انساني را در اين راهكارها پر كنيم!
البته در اين ميان، برخي از اقتصاددانان نيز كه نوعي نگاه فني و تكنيكي به اقتصاد را ترويج ميكنند و دانش وسيع و عميق اقتصاد را در اين حلقه تنگ و بسته محصور ميكنند كممقصر نيستند.
اما آيا واقعا اقتصاد علمي است كه كاري به كار عدالت، ارزشهاي اخلاقي، هنجارهاي اجتماعي و مسائلي از اين نوع ندارد؟ آيا واقعا اقتصاد فقط – به قول بعضيها- دنبال بزرگكردن كيك اقتصاد است و به مناسبات قبل و بعد از آن كاري ندارد كه حالا چه كسي خورد و چه كسي برد؟
من فكر ميكنم ادعاهايي از اين نوع، به دو دليل عمده صورت ميگيرد: 1- بياطلاعي و ناآگاهي از مباني قدرتمند و پشتوانههاي فلسفي علم اقتصاد 2- هموار كردن مسير براي سياسيوني كه راهكارهاي اقتصادي خالص منافع آنها را تامين نميكند و لاجرم دنبال توجيهاتي براي دستكاري سياسي دراين راهحلها هستند.
انديشمندي گفته است: هر علمي مانند فلسفه آغاز ميشود و چونان يك «فن» و «تكنيك» ادامه مييابد. تداوم تكنيكي علم اقتصاد در جهان امروز پس از بحثهاي فكري فراوان در گذشتهاي نه چندان دور، هرگز به مفهوم كنار گذاشتن غناي انديشهورزي گذشته نيست همچنان كه به مفهوم بيتوجهي فعلي به ارزشهاي انساني نيز نيست.
بنيانگذاران علم اقتصاد، اتفاقا برخلاف القائات مدعيان، بيش از همه متفكران درباب اخلاق، عدالت، كرامت انساني و حق و حقوق بشر اعم از آزادي انديشه، بيان و انتخاب سخن گفتهاند و چرا راه دور برويم كه پدر اين علم، استان فلسفه اخلاق بوده است و بزرگترين رهرو معاصر او منادي آزادي انتخاب.
دقيقا به همين دليل است كه اقبال به رويكرد ريشهاي علم اقتصاد كه مبتني بر حقوق طبيعي و خدادادي بشر است روزبهروز گستردهتر شده و از چين كمونيست گرفته تا ويتنام مبارزهجو و اسلامگرايان تركيه همه در تلاش براي يافتن مسير تعالي از لابهلاي آموزههاي ناب اين علم هستند كه در ضمن تضادي با هيچ دين و مذهبي هم ندارد چرا كه سرچشمه زلال اين هر دو يكي است.
