تبليغاتX
انتخاب آزاد

انتخاب آزاد

وبلاگ گروهی جمعی از کارشناسان و روزنامه نگاران طرفدار اقتصاد آزاد

ببینید آقاجون
فداکاری، ایثار، عشق، فرهنگ بومی، تاریخ، باورهای مذهبی، عرف ....
همه اینها بر تصمیمات و انتخابهای آدمها تاثیر می‌گذارند. کسی هم منکر این نیست. برای بررسی بسیاری از جنبه‌های رفتاری جوامع و انسانها لحاظ کردن این موارد الزامیه. مثلا شما اگر تحقیقی درباره تاثیر باورهای مذهبی در نوع پوشاک مردم دارید بدیهی‌ست که در مدل تحلیلی‌تون باید باروهای مذهبی جامعه مورد تحقیق لحاظ بشه. این از این.
در غالب تحلیلهای اقتصادی تصمیم گیرندگان اقتصادی به صورت موجوداتی حسابگر «مدل» می‌شوند که همواره در پی انتخاب بهترین گزینه هستند. این فرض نه تعارضی با دیگرخواهی و ایثار و از خود گذشتگی داره و نه در تضاد با ویژگیهای بومی جوامعه. ترجیحات و پروسه تصمیم‌گیری افراد را می‌توان تا جای دلخواه پیچیده کرد و انواع و اقسام ویژگیهای «دنیای واقعی» رو به تحلیلهای اقتصادی افزود. این امر اگرچه باعث میشه مدلهای اقتصادی غنی‌تر بشند، ولی بدون هزینه نخواهد بود. هزینه‌ای که بابتش می‌پردازیم پیچیده‌تر شدن چهارچوب تحلیلیمون (یعنی مدلهامون) هست. پیچیده‌تر شدن مدل ما رو با ریسک کاهش دقت در نتیجه‌گیری روبرو میکنه. با همه اینها -دوباره تاکید می‌کنم- مدلهای اقتصادی توانایی در بر گیری ایم موارد رو دارند.
مسئله‌ای که توجه به اون اهمیت داره که اینه که ببینیم فایده این پیچیده‌سازی و «واقعی‌تر کردن» مدلها چیست؟ چه سئوال اساسی در زمینه -مثلا- مصرف و پس‌انداز خانوار می‌خواهیم پاسخ بدهیم که برای پاسخ دادن به اون لحاظ کردن ایثار (مثلا) اهمیت مرکزی و حیاتی داره؟ این فرآیند «واقعی کردن» چهارچوب تحلیلی رو تا کجا باید ادامه بدیم؟ که چه چیزی رو بدست بیاریم. اگر یک مدل ساده توانایی توضیح یک پدیده رو داره وارد کردن انواع و اقسام فروض رفتاری به تحلیل (به قیمت غیر ممکن شدن نتیجه‌گیری) چه ارزشی قراره به تحلیل ما بده.
آنچه که در کاربرد روشهای مدرن علم اقتصاد در تحلیل مسائل ایران (یا هر کشور دیگری) باید به طور جدی مد نظر قرار بگیره تاثیر فرآیند قانون‌گزاری ، ناکامل بودن بازارها، کیفیت اعمال قراردادها، عدم شفافیت وتقارن اطلاعاتی و هزینه‌های مبادله‌ای بر تصمیمات فردیست. به جای خیال‌پردازی در باره ایثار و دیگر فضایل انسانی و دستکاری کردن فروض رفتار در تصمیمات فردی باید به تاثیر عوامل نهادی بر تصمیمات پرداخت.
جای اینگونه تحلیلها به شدت در فضای آکادمیک اقتصاد ایران خالیست.
+ نوشته شده در  چهارشنبه شانزدهم خرداد 1386ساعت 7:28  توسط روزبه حسینی  | 

بعد از اینکه پست قبلی رو نوشتم نیما نامداری این سئوال رو پرسید:
«چند سال پیش در دوران رکود بعد از 11 سپتامبر فدرال رزرو بانک در چند مرحله نرخ بهره وامهای بین بانکی را نیم درصد کاهش داد. این روزها گاهی می شنوم بعضیها به آن قضیه استناد میکنند. رزوبه جان! آن قضیه را اگر یادت هست خوب است توضیحی بدهی.»




ادامه مطلب
+ نوشته شده در  چهارشنبه نهم خرداد 1386ساعت 8:45  توسط روزبه حسینی  | 

آدمها تصمیمات مصرف و پس انداز (و یا سرمایه‌گزاریشون) رو در طول زمان میگیرند. سرمایه‌گزاری و پس انداز در واقع مصرف در آینده است. از این منظر نرخ بهره در واقع قیمت نسبی مصرف در آینده است. نرخ بهره به آحاد اقتصادی این علامت رو میده که هزینه مصرف امروز نسبت به آینده (وبالعکس) چقدره. افراد به نسبت ترجیحات زمانیشون در مواجه با هر نرخ بهره‌ای مقداری از درآمدشون رو به عنوان پس‌انداز (سرمایه‌گزاری) عرضه میکنند. در واقع عرضه سرمایه‌گزاری به این دلیل انجام میشه که آدمها دوست دارند مصرفشون رو در طول زمان پخش کنند.

ادامه مطلب
+ نوشته شده در  سه شنبه هشتم خرداد 1386ساعت 4:36  توسط روزبه حسینی  | 

امروز داشتم فکر می‌کردم که این بحث مدل و ریاضیات از کجا یکمرتبه اینقدر داغ شد؟ تا جایی که یادم میآد سال پیش یک‌نفر در وبلاگ حامد پرسیده بود که «من لیسانس ریاضی دارم. آیا اقتصاد بخوانم یا نه؟» من هم از باب تشویق این برادرمون و هم برای خالی نبودن عریضه یه پستی نوشتم درباره ریاضی و اینکه تسلط بر ریاضی نه تنها مفیده بلکه برای تحصیل اقتصاد واجبه (بله خانم آروین. اینبار منظورم دقیقا همین کلمه است با تمام بار معناییش!). در اون پست چندین نقل قول و توصیه هم از قول سارجنت و لوکاس در تاکید بر ضرورت تسلط بر ریاضی برای تحصیل در این رشته آوردم. بحث مختصری در کامنتها شد. چند ماه بعد بحث مفصل‌تری در این خصوص با مهدی ایجی، احمد سیف(در رابطه با مقاله مایکل آلبرت) و همینطور دوستان اقتصادی نویس شرق(زنگ تفریح) داشتیم و حامد و دیگر دوستان هم مطالب مفصل‌تری در این زمینه نوشتند...

ادامه مطلب
+ نوشته شده در  چهارشنبه دوم خرداد 1386ساعت 0:6  توسط روزبه حسینی  | 

این وبلاگ انتخاب آزاد دوباره ما رو وبلاگ نویس کرد! از همه دوستان که بنده رو هم در جمع پر انرژی و گرمشون پذیرفتند متشکرم.
***
نیلز بوهر فیزیکدان دانمارکی و برنده جایزه نوبل فیزیک در سال ۱۹۲۲ میگه:
«اگر تصور می‌کنید که کار فیزیکدان یافتن «چگونگی» طبیعت است سخت در اشتباهید! فیزیک آن چیزیست که ما می‌توانیم درباره طبیعت «بگوییم»!»
این عبارت احتمالا درباره تمام علوم (چه طبیعی و چه انسانی) درسته. اولین باری که به اون برخورد کردم خیلی به دلم نشست. احساس می‌کنم بسیاری از کج فهمی‌ها و دعواها درباره اقتصاد به توجه نکردن به حد و مرز و اصولا محتوی علم اقتصاد بر می‌گرده. علم اقتصاد درباره کرامت انسانی نیست! علم اقتصاد درباره گزاره‌های اخلاقی نیست! علم اقتصاد درباره فرهنگ و هنر نیست! درباره محبت عشق هم نیست! علم اقتصاد درباره یافتن چسیتی و چگونگی رفتار انسانها و جوامع نیست! حتی درباره چیستی و چگونگی انتخابهاشون هم نیست! علم اقتصاد درباره یافتن حقیقت و با واقعیت نیست!
علم اقتصاد مجموعه‌ایست از گزاره‌های منطقی که ما می‌توانیم درباره رفتارها، انتخابها و کنشهای افراد و جوامع بگوییم. اهمیت مدلها و داشتن یک زبان سازگار و منطقی برای بیان آنچه می‌توانیم بگوییم دقیقا از همین‌جا ناشی می‌شود. اگر تمام کار ما منحصر به بیان آنچه می‌توانیم بگوییم باشد پس چه بهتر که آنچه می‌گوییم از ساختار منسجم ومنطقی برخوردار باشد. استفاده از زبان ریاضی در علوم (به‌خصوص اقتصاد) از این منظر ضروریست.
+ نوشته شده در  دوشنبه سی و یکم اردیبهشت 1386ساعت 3:39  توسط روزبه حسینی  |