چرا فمینیستها با اقتصاد آزاد مشکل دارند؟
دوستی به من می گفت چطور می توانی طرفدار اقتصاد آزاد باشی و همزمان خودت را فمینیست هم بدانی؟ من می گویم چطور می توان طرفدار اقتصاد آزاد بود و طرفدار حقوق زنان نبود؟ اقتصاد رقابتی بر فردگرائی لیبرالی بنا نهاده شده که یکی از اصلی ترین آموزه های آن حداقل کردن نقش دولت است. اقتصاددانان معتقدند هیچ کس بهتر از خود فرد شایستگی و صلاحیت اخلاقی قضاوت در مورد ترجیحاتش را ندارد. دولت نمی تواند به جای فرد تصمیم یگیرد که او باید چه چیزی را مصرف کند، چه چیزی را تولید کند، به چه کسی بفروشد و ... دولت صرفا باید تلاش کند همه افراد بیشترین حق انتخاب را داشته باشند. آن وقت افراد خودشان می دانند چگونه مطلوبیت شان را حداکثر کنند. با این تعریف دخالتهای دولت در مسائلی نظیر بهداشت، آموزش عمومی، توسعه نهاد قضائی و انتظامی و این گونه حوزه ها فقط در صورتی مشروع و موجه است که به افزایش حق انتخاب شهروندان منجر شود.
به راحتی می شود فهمید ایده لیبرالی دولتِ حداقل فقط در اقتصاد قابل استفاده نیست. تمام خواسته های حقوقی و قانونی فمینیستهای ایرانی مثل حق طلاق، انتخاب آزادانه پوشش، آزادی اشتغال و ... با خواسته لیبرالها برای کوتاه کردن دست دولت سازگار است. دولت همواره تلاش می کند از طریق وضع و اعمال قوانین و سیاستهائی که حاوی تبعیض جنسیتی است رضایت گروه دارای قدرت بیشتر (یعنی جنس مذکر) را جلب کند. این داستان خاص ایران نیست در کشورهائی که دولت نقش حداکثری دارد وضعیت زنان به مراتب بدتر از کشورهائی است که دولت در آنها نقش حداقلی دارد. دفاع برخی لیبرالها از تبعیض مثبت به نفع زنان نیز بر همین اساس قابل توجیه است. به دلیل تبعیض سیستماتیک اعمال شده علیه زنان آنها در عمل نمی توانند حقوق بالقوه ای که قانون به آنها داده است را به فعلیت برسانند. تبعیض مثبت (به عنوان یک سیاست موقت) راهی است برای توانمند سازی زنان تا بتوانند از حداکثر حق انتخاب بهره مند شوند. ایده اقتصاد آزاد یعنی محدود کردن اختیار دولت به منظور گسترش حوزه انتخاب فرد و برتری ترجیحات فرد نسبت به ترجیحات دولت، مناسب ترین ایده برای تحقق برابری جنسیتی است. من همیشه در بحث با فمینیستهای ایرانی تعجب می کنم چرا هنگامی که صحبت از اقتصاد می شود ناگهان دولت از یک موجود شرور به موجودی خیرخواه بدل می شود؟